X
تبلیغات
رایتل

وبلاگ شخصی عبدالحسین پروه

برگی از هزاران که باید می بود و...


شخصی نزد همسایه اش رفت و گفت : گوش کن !   

 

می خواهم چیزی برایت تعریف کنم. دوستی به تازگی در مورد تو می گفت ... 


همسایه حرف او را قطع کرد و گفت:  


- قبل از اینکه تعریف کنی، بگو آیا حرفت را از میان سه صافی گذرانده ای یانه؟ 


- کدام سه صافی؟ 


- اول از میان صافی واقعیت. آیامطمئنی چیزی که تعریف می کنی واقعیت دارد؟
 

- نه. من فقط آن را شنیده ام. شخصی آن را برایم تعریف کرده است.
 

- سری تکان داد و گفت: پس حتما آن را از میان صافی دوم یعنی خوشحالی گذرانده ای. 


مسلما چیزی که می خواهی تعریف کنی، حتی اگر واقعیت نداشته باشد، باعث خوشحالی ام می شود


- دوست عزیز، فکر نکنم تو را خوشحال کند. 


- بسیار خوب، پس اگر مرا خوشحال نمی کند، حتما از صافی سوم، یعنی فایده، رد شده است.
 

آیا چیزی که می خواهی تعریف کنی، برایم مفید است و به دردم می خورد؟ 


- نه، به هیچ وجه ! 


همسایه گفت: پس اگر این حرف، نه واقعیت دارد، نه خوشحال کننده است و نه مفید،  

 

 آن را پیش خود نگهدار و سعی کن خودت هم زود فراموشش کنی ...

__________________

[ شنبه 26 مهر‌ماه سال 1393 ] [ 10:31 ب.ظ ] [ عبدالحسین ]

[ 6 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه